مطالب ناب
به وبلاگ مطالب ناب خوش آمدید 
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

رحلت آخرین فرستاده خداوند برای هدایت بشر حضرت محمد (ص)

و شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) را به همه مسلمانان

تسلیت میگویم

ویژه نامه رحلت حضرت محمد (ص)

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

نامت بلند و دينت پر رهرو، اي جاري تر از حيات در پيکر آدمي!

  28 صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

" فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."

 در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

 روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابى‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام."

 در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من  درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد که به هلاکت مي رسيد."

 آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. "

 پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد.

 فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع)  خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

 "علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."

 سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.

جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم

از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: «خلق و خوي پيامبر(ص)، قرآن بود.» شخصيت جامع و چند بعدي پيامبر اسلام و كمال و عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام «انسان كامل» در ميان آدميان، حجت و الگويي ماندگار مي باشد.

اگر قرآن كريم، كلام تشريعي حضرت حق است، پيامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم و كلام تكويني خدا است. اگر قرآن كتابي است با حقايق جاودانه و هميشگي، پيامبر اكرم (ص) نيز حقيقتي عيني و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لايه هاي معنايي و مصداقي عميق و گسترده اي دارد كه تلاش براي كشف آن حقايق بايد استمرار داشته باشد، پيامبر اكرم (ص) نيز ذخيره اي تمام نشدني و حقيقتي است عيني و انساني، كه شناخت ابعاد مختلف شخصيت ايشان و دستيابي به عمق سيره، سلوك و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادي مستمر نيازمند است. اگر نياز بشريت به قرآن هرگز پايان نمي يابد و تكامل علمي و اجتماعي انسان، نياز او را به حقايق قرآن كريم نه تنها كاهش نمي دهد كه روزافزون مي سازد، نياز انسان امروز و فردا به پيامبر اكرم(ص) و درس ها و آموزه هاي ايشان پايان ناپذير است و اگر اسلام خاتم اديان و قرآن خاتم كتب آسماني است، پيامبر اكرم (ص) خاتم النبياء و قله رفيع كمال انساني است. او خليفه الله الاعظم و واسطه ابدي نزول فيض الهي است كه: «و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين». قرآن كريم نسخه مكتوب حقيقت نور محمدي (ص) است و پيامبر اكرم (ص) آينه تمام نماي صفات حسناي حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.

پيامبر اكرم (ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: علي! كسي جز تو و من خدا را نشناخت و كسي جز خدا و تو مرا نشناخت و كسي جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق- جل و علا- در حد اعلايي كه براي غيرخدا ميسر است، جز براي كساني كه در كانون نور محمد (ص) و علي (ع) قرار دارند، امكان پذير نيست، چرا كه اين معرفت و شناخت معرفتي است شهودي و نه ذهني، معرفتي است متناسب با اوج كمال و تعالي شناسنده، نه مدرسه اي و استدلالي. از آن سو نيز معرفت تام نبي (ص) و وحي (ع) جز براي حضرت حق، براي كسي حاصل نمي شود، چرا كه ديگران همه فروتر از اين دو وجود مقدس- كه نور واحدي از منشأ واحدند- مي  باشند و دستيابي به معرفت تام آنان برايشان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن كريم فراوان درباره پيامبر اكرم (ص) و معرفي ايشان سخن گفته است كه براي آشنايي با جايگاه عظيم نبي اكرم (ص) به اين آيات بايد مراجعه كرد: در قرآن كريم اطاعت خدا و پيامبر (ص) در كنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ايذاء پيامبر اكرم (ص) موجب عذاب دردناك و لعنت خداوند در دنيا و آخرت تلقي شده  و دوستي خداوند متعال مشروط به اطاعت از پيامبر اكرم (ص) گرديده است. خلق و خوي الهي پيامبر اكرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مايه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبير «وانك  لعلي خلق عظيم»، توصيف شده، تعبيري كه تنها درباره پيامبر به كار رفته است. پيامبر اكرم (ص) عامل رهايي و آزادي مردمان از زنجيرها و بندهاي سخت معرفي شده است.

 بندهايي كه از سويي خرافات و عادات زشت و از سوي ديگر ستمگران و سلطه جويان بر فكر و انديشه و رفتار و حركت تعالي جويانه انسان ها ايجاد كرده اند. او «عبدخدا» معرفي شده است كه با عبوديت و بندگي ذات حق، به عالي ترين درجه عبوديت دست يافته و از همه تعلقات و وابستگي ها رها شده است. گستره فيض و لطف نبي اكرم نه تنها همه مردمان و آدميان كه عالميان را شامل شده و آن حضرت به عنوان «رحمه للعالمين» معرفي شده است.... اين توصيف ها گوشه اي از معرفي پيامبر (ص) در قرآن است كه مروري همراه با تأمل و درنگ در اين آيات و ديگر آيات، مي تواند آفاق و ابعاد شخصيت الهي نبي اكرم (ص) را براي ما روشن سازد.

علاوه بر اين، برخي سوره هاي قرآن كريم اساساً در شأن پيامبر اكرم (ص) است و اين غير از سوره هايي است كه به وجود مبارك آن حضرت تأويل شده است. «يس» كه قلب قرآن كريم است و سرچشمه هايي از معرفت و حكمت از آن جاري است، به پيامبر اكرم (ص) منسوب است. سوره 47 قرآن کريم به نام نامي آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد" (ص)، علاوه براين سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحريم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحي، سوره شرح (انشراح)، سوره تين، سوره علق، سوره قدر، سوره كوثر برخي از سوره هايي است كه ناظر به شأن و جايگاه عظيم و مرتبه رفيع آن حضرت در پيشگاه خداوند متعال است. هر كدام از اين سوره ها و آيات نوراني آن، مالامال از حرمت و لطفي است كه خالق متعال براي اين برترين بنده مقرب خود قائل است.

پيامبر اكرم(ص) نه تنها مبلغ دين الهي و معلم آيات حكمت، كه مربي و اسوه انسان ها است: «لقدكان لكم في رسول الله اسوه حسنه». بنابر اين پيوند پيروان آن حضرت با اين وجود مقدس، هنگامي معني دار و مؤثر است كه آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو و پيشواي حقيقي بشناسند و در مسلك و سلوك، از ايشان پيروي كنند. آياتي فراوان از قرآن كريم احكام و دستوراتي را خطاب به پيامبر اكرم (ص) بيان مي كند كه خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترسيم و سرمشق هايي را كه پيروان آن بزرگوار بايد براي خود «اصل» قرار دهند مشخص مي نمايد. نگاهي گذرا به اين سرمشق ها، جامعيت دين و عرصه هاي گوناگوني را كه بايد يك مسلمان واقعي بدان توجه داشته باشد. تبيين مي نمايد. اين دستورات و احكام صريح و گويا براي هركسي بدون نياز به چيز ديگري جز فهم عبارات قرآن كريم، روشن مي كند كه همه عرصه هاي عبادي، اقتصادي، سياسي، تربيتي، اجتماعي، نظامي، فرهنگي، اخلاقي و... در قلمرو الگوبرداري و پيروي از پيامبر اكرم (ص) قرار مي گيرد و هيچ زمينه اي از زمينه هاي اساسي و پايه اي زندگي نهان را نمي يابيم كه سرمشق ها و خطوط اصلي آن براي پيروان پيامبر تعيين نشده باشد. اگر قرآن كريم مخاطبان خود را به تأسي و الگوگيري از پيامبر اكرم (ص) فرا مي خواند، خود نيز خطوط روشن آن را ترسيم كرده است. عبادت و شب زنده داري، جهاد و مبارزه با كفار و منافقان، رشد دانش و معرفت و آگاهي، مهرباني و تواضع با مؤمنان و هم كيشان، انفاق و كمك به مستمندان و دستگيري از افتادگان، مهرباني با يتيمان و بي سرپرست ها، كسب قدرت همه جانبه براي حفظ استقلال و آسيب ناپذيري جامعه اسلامي، نيكي و خدمت به همگان و صدها دستور و توصيه قرآن كريم به پيامبر اكرم (ص)، نشان مي دهد كه پيروان آن حضرت چه خطوط كلي را در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي خود بايد سرمشق خويش قرار دهند تا بتوانند با مسير كمال و رشد حقيقي- كه آن حضرت در قله آن قرار دارد- هماهنگ شوند و به آنچه او نائل شده بود، نزديك گردند.

اكنون مي توان به درنگ و تأملي عميق در اين آيات صريح الهي،  به ريشه اصلي گمراهي و حيرت و تباهي كه امت اسلام بدان دچار آمده است، پي برد. اگر فاصله امت با پيامبرش اين چنين ژرف و عميق نبود، هرگز امت پيامبر به چنين روزگاري گرفتار نمي آمد. تفرقه و اختلاف به جاي وحدت و اتفاق، جهل و نگراني به جاي علم و آگاهي، ظلم و بي انصافي به جاي عدل و داد، رفاه زدگي و اسراف به جاي دستگيري و انفاق، دشمني و خصومت به جاي مهرباني و گذشت، انفعال و تسليم در برابر بيگانگان به جاي مقاومت و جهاد و بالاخره پذيرفتن ولايت و حاكميت كافران به جاي ولايت و حاكميت رسول خدا (ص) و جانشينان او... حقايق تلخي است كه امروز در جهان اسلام شاهد آن هستيم و نشان مي دهد فاصله اي ژرف بين امت و پيامبر وجود دارد كه جز با بازگشت به قرآن و خطوط روشن آن- كه در گرو پيروي و تأسي به تجسم عيني و انساني آن است- اين فاصله ژرف پيموده نخواهد شد.

باشد كه به مدد جلوه اي از فيض «رحمه للعالمين» امت او از غفلت و جهالت رهايي يابند. ان شاءالله.


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]
از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند:
در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟
همه به آقا سید نگاه کردند
ولی آقا سید چیزی نگفت
مأمور صلیب سرخ گفت:
آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟
ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید.
آقا سید باز هم حرفی نزد.
پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟
آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت.
نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست.
افسر عراقی که فرمانده اردوگاه بود، آقای ابوترابی را برد تواتاق خودش گفت:
تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟
آقای ابوترابی برگشت فرمود:
ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند
دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمی‌برند.
فرمانده اردوگاه کلاه نظامی که سرش بود را محکم به زمین کوبید و صورت آقا سید را بوسید بعدش هم نشت روی دو زانو جلو آقا سید و تو سر خودش می زد
می گفت شما الحق سربازان خمینی هستید


موضوعات مرتبط: مطالب جالب
[ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]
خداوندا"
برگ در هنگام زوال می افتد ومیوه به هنگام کمال ,
اگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر.

اى پناه من ،
هر وقت راهها بر من بسته شوند ، مرا از آنچه موجب خشم تو است رهايى ده،

بارالها "

زمین تنگ است و آسمان دلتنگ , بر من خرده نگیر اگر نالانم....
من هنوز رسم عاشقی نمی دانم.

خدایا !

کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با خدا باشم , نه ناخدا"

خداوندا "
مرا ببخش , به خاطر همه درهایی که زدم و هیچکدام خانهء تو نبود,

خداوندا"
من میدانم که زنگ تفریح این دنیا همیشگی نیست , در زنگ بعدی که حساب است کمکم کن.

خداوندا"
به ما بیاموز که امروز را برای ابراز احساسات به عزیزانمان را غنیمت شماريم ,شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد و يا عزيزان باشند و هيچ احساسي نباشد ...!

موضوعات مرتبط: یاران امام زمان (عج)
[ دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

بشنو از من ای که هستی دل غمین
تا دهم این بار شرح اربعین

اربعین یعنی چهل منزل عزا
اربعین یعنی شبی بی انتها

اربعین یعنی غریبی ، بی کسی
اربعین یعنی همه دل وا پسی

اربعین یعنی چهل منزل سفر
اربعین یعنی همه خوف و خطر

اربعین یعنی که در بزم یزید
از لب شاه شهیدان خون چکید

اربعین یعنی که شامی ها بدند
طعنه بر آل پیمبر(ص) می زدند

اربعین یعنی که چوب خیزران
بار سنگین غم و رنجی گران

اربعین یعنی جفای بی شمار
اربعین یعنی کف پا پر زخار

اربعین یعنی پریشانی و درد
سینه سوزان، چشم گریان، آه سرد

اربعین یعنی سراسر حزن و غم
اربعین یعنی همه ظلم و ستم

اربعین یعنی که قران روی نی
خواهری با چشم گریانش ز پی

اربعین یعنی سیاهی تا ابد
راه دین تا بی نهایت گشته سد

اربعین یعنی رقیه(س) ، راس باب
اربعین یعنی دو بیتی های ناب

اربعین یعنی که رویی نیلگون
گوش پاره ، چشمهایی رنگ خون

در تنوری سر اگر زندان شود
عالمی زین ماجرا گریان شود

اربعین یعنی غم و درد و عزا
اربعین یعنی همه رنج و بلا

اربعین یعنی دوباره کربلا
خیمه های غم شدن از نو به پا

اربعین یعنی که ساقی آب کو
کو حسین من بگو ارباب کو

اربعین یعنی کویر کربلا
بر لب شط، تشنه سر از تن جدا

کربلا حج است و حاجی زینب است
ذکر لبیکش دمادم بر لب است

اربعین یعنی چهل شب در نماز
اشک ها و ناله های جانگداز

در غل و زنجیر زین العابدین (ع)
روز و شب بر خاک بگذارد جبین

با خدای خویش در راز و نیاز
گه دعا می خواند و گاهی نماز

اربعین یعنی امام انس و جان  
شد اسیر بند ظلم ظالمان

اربعین یعنی بلا بعد از بلا
اربعین یعنی صبوری تا خدا

اربعین یعنی که یاری  از صلات
استعانت از علی(ع) در مشکلات

اربعین یعنی که در خلد برین
هست زهرا ( س) و پیمبر(ص) دل غمین

اربعین یعنی علی مرتضی (ع)
کرده در جنت خیام غم به پا

اربعین یعنی که غم شد جاودان
رنگ شادی را نمی بیند جهان

اربعین یعنی همه کروبیان
رخت غم بر تن ، به دل آه و فغان

اربعین یعنی که تا دنیا به پاست
جای جای این جهان رنگ عزاست

اربعین یعنی که بر قبر حسین (ع)
زینب(س) غمدیده با صد شور و شین

کودکان گریان و زینب(س) نوحه خوان
دست غم بر سر دو چشم خون چکان

سینه ها لبریز حزن و ماتم است
گر بمیرد شیعه از این غم کم است

این همه ظلمی که بر آل علی(ع) است  
حاصل جور و جفای اولی است

کربلا دانی کجا آغاز شد؟
با لگد وقتی که آن در باز شد...!

آن که حیدر(ع) را سوی مسجد کشید
کرد امضا نامه ی ظلم یزید

آن که سیلی زد به روی فاطمه (س)
کشت او عباس(ع) را در علقمه

کشته شد محسن(ع) اگر از میخ در
میخ در شمشیر شد بار دگر ...

چون ندارد این مصیبت التیام
این سخن کوتاه کردم والسلام


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه بیست و یکم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]
الهي
دردهايي هست كه نمي توان گفت
و گفتني هايي هست كه هيچ قلبي محرم آن نيست

الهي
اشك هايي هست كه با هيچ دوستي نمي توان ريخت
و زخم هايي هست كه هيچ مرحمي آنرا التيام نمي بخشد
و تنهايي هايي هست كه هيچ جمعي آنرا پر نمي كند

الهي
پرسش هايي هست كه جز تو كسي قادر به پاسخ دادنش نيست
درهایی هست كه جز تو كسي آنرا نمي گشايد
قصد هايي هست كه جز به توفيق تو ميسر نمي شود

الهي
تلاش هايي هست كه جز به مدد تو ثمر نمي بخشد
تغييراتي هست كه جز به تقدير تو ممكن نيست
و دعاهايي هست كه جز به آمين تو اجابت نمي شود
الهی
قدم هاي گمشده اي دارم كه تنها هدايتگرش تويي
و به آزمون هايي دچارم كه اگر دستم نگيري و مرا به آنها محك بزني، شرمنده خواهم شد.

الهي
با اين همه باكي نيست
زيرا من همچو تويي دارم
تويي كه همانندي نداري
رحمتت را هيچ مرزي نيست

اي تو خالق دعا و مالك" آمين"...

موضوعات مرتبط: یاران امام زمان (عج)
[ سه شنبه هجدهم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

یادمه یه روز به این جمله از شهید محمد ابراهیم 

 

 همت برخوردم ، عاشق این جملش شدم : 

” میخواهید خدا عاشق شما شود؟ 

قلم میزنید برای خدا باشد 

گام بر می دارید برای خدا باشد 

سخن می گویید برای خدا باشد 

همه چی و همه چی برای خدا باشد ... “


موضوعات مرتبط: یاران امام زمان (عج)
[ دوشنبه هفدهم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

گام به گام تا رضایت حضرت دوست 
 

گام اول :
به شوق لبخند حضرت مهدی روحی فداه 
تبسمی دلنشین به صورت پدر و مادر بنماییم.
گام دوم :
برای اینکه دچار غفلت از حضرت نشویم
هر شبانه روز پنج مرتبه به تقصیر خود در مورد مولا و دوستانشان اعتراف نماییم 
گام سوم :
جهت نابودی دشمنان حضرت
هر ماه نیم ساعت دیگران را واقعا از خود بهتر بدانیم
گام چهارم :
برای تعجیل در فرج حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداه
هر ده روز یک بار اهل و عیال را در خانه به شایستگی خوشحال کنیم.
گام پنجم :
برای اینکه مشمول دعای خیر امام زمان علیه السلام گردیم
در هر ماه یک بار عیوب خود را بررسی کرده و از عیوب دیگران منصرف شویم
گام ششم:
جهت سپری شدن دوران غیبت 
یک ساعت در هر ماه اذیت همسایه را تحمل کنیم.
گام هفتم :
برای جلب رضایت آقا صاحب الزمان روحی فداه
در هر سه ماه یک بار، از مریضان غریب عیادت کنیم .
گام هشتم :
برای شادی قلب مولا 
هر چهار ماه یکبار، احتمال برداشت‌های خطا درباره دیگران را به خود نسبت دهیم.
گام نهم :
به قصد تسلیم بودن در مقابل حضرت
هر پنج ماه یکبار اعتقاد صحیح را به مولا واگذار کرده و احتمال اشتباه در عقیده و کارها را به خود نسبت دهیم.
گام دهم
به عشق زیارت امام زمان علیه السلام
هر ماه یکبار از نزدیکان خود سرکشی نماییم.


موضوعات مرتبط: یاران امام زمان (عج)
[ دوشنبه هفدهم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

آیا تا بحال احساس افسردگی وکسلی و پوچی و خستگی کرده اید؟ اگر چنین است، آیا هیچ به علت آن و این که چرا چنین احساسی به شما دست داده است، اندیشیده اید؟ مواقعی درزندگی پیش می آید که همه ما بنوعی ، کم یا زیاد احساس غم ، ناامیدی، افسردگی ، کسلی ، پوچی و خستگی می کنیم. احساس می کنیم که فردی شاد و خوشبخت نیستیم، شادی و دلخوشی را در دل و در درون خود احساس نمی کنیم، احساس می کنیم که از زندگی خود لذت کافی را نمی بریم. در بعضی مواقع، حتی با این که فرد خوشبخت و شادمانی بنظر می رسیم، اما در واقع چنین نیست.

و یا مسلما برای شما پیش آمده که خلاء یا کمبودی را در زندگی احساس کنید؟ مثلا وقتی خود را با دیگری مقایسه و ارزیابی می کنید، او را فردی خوشبخت و شاد می پندارید و خود را فردی بدبخت و ناشاد.

مسلما شما هم گاهی غمگینی، دل‌مردگی و کسالت روحی را در زندگی تجربه کرده اید و شاید یکی از رموز نهفته در نظام آفرینش، برای بهره‏مندی و لذّت بردن بیشتر از لحظات زندگی، همین تجربه‏های ناخوشایند و کسالت‏های روحی باشد.

بیماری، امری ناخوشایند برای تمام انسان‏هاست؛ امّا برای پی‏بردن به ارزش سلامتی و استفاده لذت‌بخش از تندرستی و قدردانی و سپاس‌گزاری از آفریننده همه زیبایی‏ها، تذکر بسیار مهمی برای انسان است و به عبارت دیگر، برای پی‏بردن به ارزش هر نعمتی، ابتلا به فقدان آن، بهترین هشدار و مناسب‏ترین وسیله برای بیداری انسان و استفاده بهینه از نعمت‏های الهی است. بنابراین، بیماری و کسالت نیز یک نعمت است و اگر نگاه ما به زندگی و حوادث آن این‏گونه باشد، به طور کلی، همه چیز عوض خواهد شد و فشارهای روحی و افسردگی‏ها، تبدیل به نشاط و شادابی می‏شوند.

برای پی‏بردن به ارزش هر نعمتی، ابتلا به فقدان آن، بهترین هشدار و مناسب‏ترین وسیله برای بیداری انسان و استفاده بهینه از نعمت‏های الهی است

مشکل اساسی و محور همه پریشانی‏هایی که بر زندگی شما سایه‏ افکنده است و همه چیز را تیره و تار و سیاه می‏بینید، نگرش منفی به زندگی، محیط اطراف و مهم‌تر از همه، نسبت به «خود» است. شما همواره روح و روان خود را آماج تیرهای سهمگین تفکرات منفی و منفی‏نگری‏های خود قرار داده‏اید و طبیعی است که نتیجه این، چیزی جز تخریب روحیه و از دست دادن نشاط و ابتلا به افسردگی و پریشانی نیست. پرسش این است که چرا دنیا و زندگی در آن را برای خود، زندان تصور می‏کنید؟ چرا خود را سردرگم و گرفتار پیچ و خم‏های زندگی می‏کنید؟ چرا خود را در بن‏بست تفکرات منفی قرار داده، آیه یأس می‏خوانید؟
نشاط

همه این سردرگمی‏ها، بن‏بست‏ها، ناامیدی‏ها، خستگی‏های روحی و بالاخره افسردگی‏ها، ناشی از همین منفی‏بافی‏هایی است که شاید از دوران نوجوانی، به صورت ناخودآگاه، به دام آن گرفتار شده‏اید!

به هر حال، برای رفع این دسته از مشکلات راه حلهایی ارائه می‏شود که امیدواریم ضمن به کارگیری آنها به صورت جدی، شاهد سلامتی و بهبود وضعیت آن دسته از افرادی شویم که از بی حوصلگی و کسالت رنج برده و آرامش روحی ندارند:

- به مسائل معنوی - به ویژه نماز اول وقت - اهمیت فوق‏العاده بدهید.

- با توسل به اهل‏بیت‏ علیهم السلام از آنها بخواهید که شما را کمک کنند و همواره امیدوار به لطف و رحمت خدا باشید

- اجتناب از تنهایی؛ بکوشید به جز مواقعی که ضرورت دارد، در تنهایی قرار نگیرید.

- با افکار منفی خود مقابله کنید؛ یعنی هر وقت افکارآزار دهنده به شما هجوم آوردند، به هر صورت ممکن، خود را از چنبره آنها نجات دهید؛ برای مثال، خود را به کاری مانند مطالعه یا هر کار دیگری که امکان انجام آن برای شما هست، مشغول کنید و نگذارید ذهن شما جولانگاه افکار منفی باشد.

- به جنبه‏های مثبت خود فکر کنید و بکوشید آنها را در برگه‏ای به صورت فهرست‌وار بنویسید.

- به جای این که به کمبودها، عیب‏ها و ناکامی‏های خود بیندیشید، به موفقیت‏ها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهرمند هستید، فکر کنید. به عبارت دیگر، امکانات و شرایط زندگی ما مانند یک لیوانی است که بخشی از آن پُر است و بخشی خالی؛ به آن بخش پُر فکر کنید و از آن بهره ببرید و غصه نیمه خالی را نخورید. فرصت‏های زندگی را مغتنم بشمرید و از آن چه در آینده پیش خواهد آمد، نگران نباشید.

به جای این که به کمبودها، عیب‏ها و ناکامی‏های خود بیندیشید، به موفقیت‏ها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهرمند هستید، فکر کنید

- با افراد شاداب، فعال، اجتماعی، متدین و در عین حال مثبت‏نگر، معاشرت کنید و از افرادی که وقتی با آنها مواجه می‏شوید از زندگی شکایت می‏کنند، دوری گزینید.

- ورزش را جزء ضروری‏ترین فعالیت‏های خود قرار داده، روزی حداقل نیم تا یک ساعت ورزش کنید.

- هر چه می‏توانید قرآن بخوانید و از دعاهای اهل‏بیت‏علیهم السلام، بهره بگیرید.

- از بی‌کاری و بی‏برنامگی بپرهیزید و همه اوقات خود را به صورت منطقی پر کنید.

- برای برنامه‏ریزی اوقات شبانه‏روزی، حتماً با یک مشاور گفت‌وگو کنید یا از دوستان موفق خود کمک بگیرید.
عبادت

- به تغذیه خود - به ویژه صبحانه - اهمیت بدهید و هیچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصیل یا مطالعه نشوید.

- هر وقت احساس دل‌تنگی می‏کنید، حدود ده دقیقه دوش آب ولرم بگیرید و در صورت امکان، شنا کنید.


موضوعات مرتبط: مطالب جالب
[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

مژده‏ ى میلاد تو، نفحه ى باد صباست رایحه ‏ى یاد تو با دل ما آشناست

آمدى و باب هر حاجت دلها شدى باب حوائج تویى، نام تو ذکر خداست

میلاد کاظم آل محمد(ص) مبارک باد


موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]

همیشه دعا کنیم :

چشمانی داشته باشیم که بهترین ها را در آدم ها ببیند،قلبی که خطاکارترین ها را ببخشد،ذهنی که بدیها را فراموش کند و روحی که هیچگاه ایمانش به خدا را از دست ندهد.


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ ] [ محمد ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یالطیف

الهي!
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن.
تا آنجا که نفرت است، عشق را ارزانی کنم.
آنجا که تقصیر وگناه است، ببخشایم.
آنجا که تفرقه وجدایی است، پیوند بزنم.
آنجا که خطاست، راستی را هدیه کنم.
آنجا که شک است، ایمان بدهم.
آنجا که نومید است، امید شوم.
آنجا که ظلمت است، چراغی برافروزم.
آنجا که غم است، شادی به پا کنم.

خداوندا!
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم.
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن.
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.
زیرا با دادن است که می گیریم.
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم.
با بخشیدن است که بخشوده می شوم.
وبا مردن است که زنده می شوم...
............................................
امام باقر علیه السلام:

تو را به پنج چیز سفارش می کنم :

اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن
اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن
اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو
اگر مدحت کنند شاد مشو
و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)
امکانات وب


مطالب ناب

دريافت کد از حجة الله